هوای آفتاب
دلم هوای آفتاب میکند
مصطفی ملکیان صاحب پروژه معنویت از کم کردن درد و رنج انسانی که گوشت و پوست و خون دارد صحبت میکند و ادعا دارد که این پروژه و نظریاتش در راستای تحقق این هدف است. انتقاد من به اصل این ادعاست. آیا انسان بی درد یا کم درد وجود دارد؟ هرچه از تعداد عوامل رنج زا کم شود به کیفیتشان افزوده می شود. مسائلی که قبلا از اهمیت کمتری برخوردار بودند در درجه بالاتری از اهمیت قرار می گیرند و مهم می شوند. در پروژه معنویت عمده کاری که انجام گرفت این بود که با جانشانی معنویت به جای دین از رنجهایی که دین سنتی و تاریخی برای انسان عصر مدرن ایجاد می نمود جلوگیری می کرد. معنویت از دیدگاه خاص ملکیان با نگاه غیردینی از بیرون دین به دین نگاه می کند و انتخاب گر نکات همخوان و سازگار در نتیجه غیر رنج زا برای انسان مدرن است. در واقع معنویت بیشتر به پرسش چه کنیم پاسخ می دهد تا به پرسش چه هست و برای دغدغه انسانهایی که دغدغه حقیقتی دست نيافتنی, حقیقتی که به وجود آن قائل اند اما ازنحوه دستیابی به آن و تشخیص درست آن ناتوان هستند پاسخی ندارد. انسانهایی که در دنیای جدید ایمانشان را در معرض نابودی می یابند. ملال ابرها و آسمان بسته و اطاق سرد تمام روزهای ماه را فسرده می نماید و خراب می کند و من به یادت ای دیار روشنی کنار این دریچه ها دلم هوای آفتاب می کند خوش به آب و آسمان آبی ات به کوه های سربلند به درههای سایه دار زمین پیر پایدار هوای توست در سرم اگر چه این سمند عمر به سوی دیگری شتاب می کند نه آشنا نه همدمی نه شانه ای نه دوستی که سر نهی بر آن دمی تویی رنج و بیم تو تویی و بی پناهی عظیم تو چراغ مرد خسته را کسی نمی فروزد از حضور خویش کسش به نام و نامه و پیام نوازشی نمی دهد اگرچه اشک نیمه شب گهی ثواب می کند اگرچه بر دریچه ام در آستان صبح هنوز هم ملال ابر بال می کشد ولی من ای دیار روشنی دلم چو شامگاه توست به سینه ام اجاق شعله خواه توست نگفتمت دلم هوای آفتاب می کند این شعری بود که اولین بار تو کنسرت سنتی سالار عقیلی با گروه قمر شنیدم خیلی باهاش ارتباط برقرار کردم ولی متاسفانه نمیدونم سروده کیه اگه میدونین لطفا راهنماییم کنین من حدس زدم شعر اخوان باشه.
| Design By : Night Skin |
