هوای آفتاب
دلم هوای آفتاب میکند
فرمول های ریاضی وقتی برای توصیف جهان پیرامون ما به کار می روند گویا فضایی را فراهم می کنند که گاهی اوقات با تصور منطقی که در ذهن ما راجع بهشان هست خیلی نمی خواند. این چارچوبی که ساخته می شود هر مفهومی را به خودش راه نمی دهد اما انعطاف پذیری بالایی دارد. برای مثال در دبیرستان به ما گفتند عدد اسپین الکترون ½ است یعنی اگر الکترون را یک بار دور خودش بچرخانیم به حالت اولیه برنمی گردد بلکه باید دو بار دور خودش بزند و به حالت اول برگردد. یعنی 2 تا 360 درجه! در نگاه اول این حرف خیلی بیمعنی به نظر می رسد. وقتی فرمول ها دانشمندان را به این نتایج رساندند دانشمندان چه موضعگیری ای کردند؟ به جوابی که رسیده بودند اعتماد کردند! برای توجیه اسپین ½ چند سال بعد پل دیراک آمد و معادلاتی آورد که در زبان معادلات این مفهوم توجیه می شد. اینگونه مثال ها فراوان است که با معادلاتشان پیش می روند و وقتی به این چنین نتایجی می رسند گویی فضای جدیدی برای خود می سازند! وقتی به عدد منفی زیر رادیکال می رسند اعدادی موهومی خلق می کنند و با آن جهان را تبیین می کنند. این نتایج مطابقت با واقع این مفاهیم را برهم نمی زند. زیرا نتایجی را در پی دارند که همان واقع ها را پیشبینی می کنند. بنابر این این فرض جدی می شود که شاید ما بدون این چارچوب ها نمیتوانیم واقع را درک کنیم و بفهمیم چه چیز مطابق با واقع است و چه چیز مطابق با واقع نیست. یا به بیان دیگر واقعیت در هر چارچوبی متفاوت تعریف می شود! اما به نظرم بهتر است این تناقضات را طور دیگری توجیه کنیم. این طور که تناقضاتی که فرمول ها برای ما می سازند به این علت تناقض به نظر می رسند که در scale ما تناقض اند. یعنی چون ما در اندازه خودمان جهان را درک می کنیم انتظار داریم که ذرات در همه ابعاد مانند آن چیزی رفتار کنند که ما شاهدیم. و می بینیم که این دست تناقضات مذکور مربوط به حوزه هایی اند که ما از آن ها فاصله داریم و یا در اطراف ما تقریبا دیده نمی شوند مانند سرعتهای بالا یا ذرات ریز بنیادی یا... . بنابر این صحیح تر است که پدیده های طبیعی را در سایز یا اسکیل خودش بررسی کنیم تا به چنین تناقضاتی نرسیم.
| Design By : Night Skin |
