هوای آفتاب
دلم هوای آفتاب میکند
فرآیند توجیه کردن را تعریف می کنند «فرآیند ظریف ایجاد سازگاری متقابل میان قاعده ها و نتیجه های پذیرفته شده». اگر دقیق تر ببینیم از طرفی هر استنتاجی به دلیل مطابقت با قواعد اعتبار دارد و از طرفی دیگر خود قواعد هم بر اساس «بهترین تبیینی که از نتایج مورد قبول ما ارائه میدهند» شکل می گیرند. حالا اول نتایج بوده یا اول قاعده ها؟ شاید تفکیک قاعده و نتیجه از هم غیر ممکن باشد چرا که یکی بدون دیگری اصلا وجود ندارد. اگر قاعده ای نباشد نتیجه ای وجود ندارد و اگرنتیجه ای پذیرفته نشده باشد قاعده ای از دل آن بیرون نمی آید. بنابر این تمام استنتاج های علمی و فلسفی ما و اصلا فرآیند فهم ما از فرآیند توجیه کردن پیروی می کند. نتیجتا این که توجیه کردن با تمام بار منفی ای که دارد اینقدر ها هم بد نیست!
| Design By : Night Skin |

