تبليغاتX
هوای آفتاب


هوای آفتاب

دلم هوای آفتاب میکند























من نمی تونم دروغ بگم، نه به این دلیل که آدم خوبی هستم بلکه به این خاطر که احساس ناامنی می کنم.



نوشته شده در سه شنبه 1388/05/20ساعت 19:27 توسط مائده | |


قاصدک، هان!

چه خبر آوردی؟

از کجا وز که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی اما اما؛

 گرد بام و در من بی ثمر میگردی

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری نه ز دیار و دیاری، باری

برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس

برو آنجا که تو را منتظرند

قاصدک در دل من همه کورند و کرند

دست بردار از این در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ با دلم میگوید

که دروغی تو دروغ

که فریبی تو فریب

قاصدک حال ولی راستی آیا رفتی با باد؟

با توام، آی! کجا رفتی؟ آی!

راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟

مانده خاکستر گرمی، جایی؟

در اجاقی طمع شعله نمیبندم

اندک شرری هست هنوز؟

قاصدک، ابر های همه عالم شب و روز در دلم میگریند


میچسبه، زیاد!

نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/01ساعت 3:39 توسط مائده |


Design By : Night Skin

Free counter and web stats جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی