هوای آفتاب
دلم هوای آفتاب میکند
له نمیشوی. اما این ور و آن ور
میشوی تا کمی سنگینی بار را کمتر حس کنی. همه بودن و ندیدن و نفهمیدن و نرسیدن هایت
را به دوش میکشی درحالی که دیگر از زمین و زمان انتظار یاری نداری. انگار قانع شدی
که هیچ کس مقصر" بودن" تو نیست. به بیست و دومین پاییز زندگیم
مربوطش نمیکنم فقط ای کاش اسمش بلوغ
نباشد.
نوشته شده در جمعه 1388/08/29ساعت
23:20 توسط مائده | |
| Design By : Night Skin |

